در خصوص پیامبران صحبت های بسیاری شده و در کتب مختلف مذهبی و غیره به این مورد اشاره های فراوانی شده است. در مورد فلسفه ی ظهور ایشان در قرآن آمده است: « مردم، امتی یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نوید آور و بیم دهنده بر انگیخت و با آنان کتاب خود را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آن چه با هم اختلاف داشتند داوری کنند. پس از آن که دلایل روشن برای آن ها آمد، به خاطر ستم و حسدی که میان شان بود، هیچ کس در آن اختلاط نکرد. پس خداوند آن ها را که ایمان آورده بودند به توفیق خویش به حقیقت آن چه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هرکه را بخواهد به راه راست هدایت می کند»1 همچنین درنهج البلاغه به این موضوع اشاره شده است. « پس خداوند پیامبران خویش را برانگیخت و آنان را پی در پی فرستاد تا عهد و پیمان فطری را از ایشان بطلبند و نعمت های فراموش شده را به یادشان آورند و از راه تبلیغ با آنان گفت و گو و مباحثه کنند وگنجینه های عقل و خردشان را به کار اندازد.»2 در حدیث دیگری در همین کتاب آمده است: « هر گاه پیامبری رسالت خویش به پایان رسانده و از دنیا می رفت، پیامبر دیگری برای بیان دین خدا به پا می خواست.»3

در قرآن به صراحت اشاره شده است که پیامبران نیز هم چون سایر ابنا بشر بوده، مانند آن ها زندگی کرده و از دنیا می رفتند و صرفا از سوی خداوند انتخاب می شدند تا پیامی تازه از خداوند را به نوع بشر منتقل سازنند.بنا به روایت 124000 پیامبر برای هدایت بشر فرستاده شد. که از این تعداد 5 نفر به واسطه ارایه ی شریعتی تازه « اولوالعزم » نامیده می شوند.

از آن جا که تاریخ بشر پیش از تاریخ ظهور خط می باشد، وقایع مربوط به پیامبران نیز هم چون بسیاری از وقایع تاریخی ثبت نشده و یا بعضاً به طور ناقص به ثبت رسیده اند. لذا عمده‌ی اطلاعاتی که از ایشان در دست است براساس آنچه در کتب مذهبی ذکر شده می باشد که بعضاً در بسیاری موارد بسته به علایق و دیدگاه های نویسنده  اثر شکل گرفته اند.

در مورد جایگاه پیامبران در قرآن تصریح شده است که در آن برخی پیامبران بر برخی برتری دارند.4 در مورد اسامی پیامبران در قرآن تنها به اسامی 25 نفر از ایشان اشاره شده است. در پاره ای آیات نیز اگر چه نام سایرین به صراحت ذکر نشده، اما با وصف و کنایه از برخی اسامی دیگر نیز ذکر شده است. همانند شمعون، یوشع، اشموییل و عزیر1. از جمله ویژگی های انبیا که ایشان را از سایر انسان ها متمایز می کند برخورداری از وحی و عصمت می باشد و نیز بشر بودن آنان که در این مورد خاص در قرآن به کرات تاکید شده است. برخی مفسرین لزوم  بشر بودن انبیا را چنین استدلال می کنند که در دعوت دینی و الهی حکمت اقتضا می کند که اختیار انسان در فصل و ترک محفوظ  باشد و اگر فرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود، عالم غیب مبدل به عالم شهود شده، پای اجبار به میان آمده و دعوت اختیاری از بین می رود.2 از دیگر ویژگی های ایشان مرد بودن انبیا است و این که هر پیامبری به زبان امت خویش سخن می گفت. 

پیام آوران الهی در کتب مذهبی با اسامی رسول و نبی یاد می شوند. انبیا جمع نبی است و نبی به کسی اطلاق می شود که از شأنی والا و مقامی بلند بر خوردار باشد و رسول به معنای فرستاده است3. نبی مبلّغ احکام الهی است که رسولان پیش از وی آورده اند و رسول کسی است که دارای شریعت و کتاب جدیدی است در جهت تکمیل شریعت پیش از خود.4 براساس آیات و روایات رسول اخص از نبی است. در برخی از روایات است که نبی فردی است که  در بیداری فرشته را نمی بیند و فقط صدای او را می شنود اما رسول شخصی است که فرشته را می بیند.5

به طور کلی در مورد اصول دعوت انبیا می توان گفت اگر چه پیامبران الهی هر یک متناسب با شرایط مکانی، زمانی و مقتضیات عصر خود وظایفی برعهده داشتند، ولی از سنت های ثابتی پیروی  می کردند و اصول مشترکی در دعوت ایشان حاکم بود. در قرآن نیز به این مطلب اشاره شده است6 و تاکید شده که مومنان واقعی کسانی هستند که میان پیامبران الهی تفاوتی نمی گذارند و به تعلیمات همه ی آنان ایمان  دارند. از جمله اصول مشترکی که همه ی انبیا به آن ها اشاره داشته اند، توحید و نفی شرک، اعتقاد به معاد و شکستن سنت های غلط بوده است.

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

پیامبران در قرآن

  • 22,000 تومان

  • قیمت بدون مالیات: 22,000 تومان