شبی که هیتلر مرا می‌کشت
  • شبی که هیتلر مرا می‌کشت

شبی که هیتلر مرا می‌کشت

12,000تومان
مالیات 12,000تومان

بررسی اجمالی

   ماشین کادیلاک مشکی کنار درخت چنار ترمز زد. مرد خاکستر سیگارش را از شیشه پایین کشیده توی خیابان پهلوی خالی کرد. گوینده رادیو بی‌وقفه اخبار کشته‌ها و زخمی‌های آشوب داخلی را اعلام می‌کرد. یک جفت کفش پاشنه بل...

   ماشین کادیلاک مشکی کنار درخت چنار ترمز زد. مرد خاکستر سیگارش را از شیشه پایین کشیده توی خیابان پهلوی خالی کرد. گوینده رادیو بی‌وقفه اخبار کشته‌ها و زخمی‌های آشوب داخلی را اعلام می‌کرد. یک جفت کفش پاشنه بلند مشکی کنار درخت چنار ایستاد. موهای طلایی قاب شده به کادیلاک سلام کرد. دست‌های مرد در اتومبیل را باز کرد. دو چشم مشکی وحشی نشست توی دود سیگار داخل اتومبیل و زل زد به موسیقی سنتی که بعد از اخبار در اتاق ماشین طنین‌انداز شده بود. سیگار دیگری از پاکت درآمد و به سمت لب‌های مرد رفت. فندک نقره‌ای رنگ با ناخن‌هایی که به رنگ خون بود سیگار را آتش زد.دود چون کلمات بی‌اعتبار عاشقانه از دهان مرد خارج شد و بی‌هیچ هدفی در فضا معلق ماند. برق دندان‌هایی سفید از بین دو لب که با ماژیک ارغوانی نقاشی شده بودند مرد را لرزاند. ابروهای جو گندمی‌مرد پیشانی را به بالا هل داد. دستش را به لبه پنجره نیمه‌باز کادیلاک تکیه داد. و به بیرون نگاه کرد. چشم‌هایش آهسته، آهسته نمناک شد و بعد از چند لحظه قطره‌ای شفاف از شیار کنار بینی به سمت دهانش کمانه کرد ...


صفحه بندی شده توسط:
احمد موبدی
09125810972
دسته بندی
داستان
قطع کتاب
رقعی

نظر بدهید

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید
70 قاعده ی فقهی
آشنایی با اصول فقه
آکوردهای گیتار
از ناگفته‌های فساد اداری تا کیفیت زندگی کاری
به وقت چشم های تو
تغذیه، تحصیل، تحرک