عشق من سهیل
  • عشق من سهیل

عشق من سهیل

9,000تومان
مالیات 9,000تومان

بررسی اجمالی

هوا گرگ‌ومیش بود همانند قلب و روح هلن آرامشي نداشت، گاه باد شديدي می‌وزید گاه آرام می‌شد، تکه‌های ابر سياه و سفيد در آسمان هويدا بود خورشيد را پ...

هوا گرگ‌ومیش بود همانند قلب و روح هلن آرامشي نداشت، گاه باد شديدي می‌وزید گاه آرام می‌شد، تکه‌های ابر سياه و سفيد در آسمان هويدا بود خورشيد را پشت خود پنهان می‌کردند. هلن که چند ساعتي بود پشت پنجره بيرون را برانداز می‌کرد به بخت و اقبال خود لعنت می‌فرستاد، از آنجا دور شد به طرف اتاق حرکت کرد و دوباره درهاي اتاق را به‌شدت به هم کوبيد و وارد اتاق جوزف شد.

جوزف که در روي ميز تحريرش روزنامه‌ای در دست داشت و روي صندلي نشسته و با چراغ مطالعه، صفحات آن را برانداز می‌کرد. با شنیدن صداي نابهنجار درکمی ترسيد. به هلن که در چهار چوبه‌ی در اتاق با چشماني اشک‌بار به او خيره شده بود، درهمان لحظه عينکش را از چشمانش درآورد و هاج و واج با دهاني نیمه‌باز به او نگاهي انداخت بعد از لحظه‌ای طبق معمول سرش را پايين انداخت و به مطالعه‌اش ادامه داد. او می‌دانست دوباره هلن چه خواهد گفت و برايش تازگي نداشت، مجدداً عينکش را به چشم زد و پاي راستش را روي پاي چپش انداخت و آه بلندي از دل کشيد و به روزنامه خواندن ادامه داد ...


صفحه بندی شده توسط:
احمد موبدی
09125810972
دسته بندی
داستان
قطع کتاب
رقعی

نظر بدهید

لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا نظر بدهید